[ad_1]

رئیس جمهور منتخب بارها گفته است كه هدف اصلی وی در خارج از كشور بازگرداندن آمریكایی به “میز” است زیرا “جهان سامان نخواهد یافت.” اما شکل این میز کاملاً تغییر کرده است. همه گیری جهانی مرزهای جهانی سازی و دیپلماسی چندجانبه را آشکار کرده و نابودی نظم لیبرال بین المللی ایجاد شده توسط آمریکا را تسریع کرده و برتری خود را حفظ کرده است. همچنین روندهای موجود به سمت رقابت مجدد ژئوپلیتیک و افزایش حساسیت به حاکمیت ملی را در موضوعات مختلف از امنیت مرزها گرفته تا اقتصاد و مراقبت های بهداشتی تشدید کرده است. روسیه قدرتمند و رو به زوال اما همچنان مصمم روسیه موافقت کرد که با موفقیت با آن مخالفت کند Pax Americana.

بنابراین چگونه بایدن می تواند یک سیاست خارجی ایجاد کند که هم مثر باشد و هم برای پاسخگویی به واقعیت های جدید جهانی که با آن روبرو خواهد شد ، طراحی شود؟ دولت جدید باید سه هدف را متمرکز کند.

نخست ، رئیس جمهور بایدن رئیس جمهور آمریكا خواهد شد ، كه از نظر جسمی بیمارتر ، از نظر اقتصادی ضعیف تر و از نظر سیاسی و فرهنگی از نظر قطبی بیش از هر زمان دیگری در نیم قرن اخیر برخوردار است. اگر او در خارج از کشور موفق شود ، باید جهانی کاملاً شکاک را متقاعد کند که در مورد ثبات ، انسجام سیاسی و توانایی رهبری آمریکا تعجب می کند. این بدان معنی است که اولین کار رئیس جمهور جدید تعمیر بقایای موجود در خانه خواهد بود. این کشور با چهار بحران ناگسستنی روبرو خواهد شد: یک بیماری همه گیر طغیانگر که دور از راه خود است. یک اقتصاد هنوز معامله ای که نابرابری های عمیق اجتماعی و اقتصادی را آشکار کرده است. قطبی سیاسی سمی ، که همانطور که جورج پکر در آن اشاره کرد اقیانوس اطلس، نشان داد که آمریکا به دو کشور تبدیل شده است. و یک دولت عمیقاً منشعب و ناکارآمد. هیچ یک از این چالش ها به راحتی و به سرعت حل نمی شوند. بایدن ابزار لازم را دارد تا یک درمانگر اصلی موثر باشد ، اما هر یک از این وظایف هرکول پس از FDR او را مانند هیچ رئیس جمهور دیگری آزمایش نخواهد کرد.

دوم ، همانطور که او سعی می کند خانه خراب آمریکا را تعمیر کند – بسته محرک جدید و یک کارزار جامع Covid کمک زیادی خواهد کرد – بایدن همچنین می تواند به برداشت سریع میوه دیپلماتیک کم آویز روی آورد.

تحت ترامپ ، آمریکا در تلاش است تا تقریباً از هر سازمانی و توافق چند جانبه – توافقنامه آب و هوای پاریس ، توافق نامه مشارکت بین اقیانوس آرام ، توافق هسته ای با ایران ، سازمان بهداشت جهانی ، سه توافق نامه مهم کنترل تسلیحات و آژانس های تخصصی سازمان ملل متحد – خارج شود. او متحدان دموکراتیک را تضعیف کرد ، دیکتاتورها را مکید و مخالفان را تشویق کرد. بی تدبیری ، بی پروایی ، ناسازگاری و بی کفایتی او (به ویژه در مورد همه گیری ها) و حمله به دموکراسی که آمریکا را تقسیم می کند ، کشور را در یک حفره عمیق و با چهره ای بین المللی به شدت لکه دار قرار داده است.

بایدن مشتاق خواهد بود تا تصورات آزاردیده آمریکا را در خارج از کشور اصلاح کند و بسیاری از کارها را می توان با ضربه قلم انجام داد.

او به دلیل این که دونالد ترامپ نیست ، مسافت پیموده شده دیپلماتیک زیادی را پشت سر خواهد گذاشت و مانند فرمانده کل قوا به نظر می رسد و از اتحاد آمریکا مراقبت می کند ، با مخالفانش مقابله می کند و تصویری از رهبری را به نمایش می گذارد. با دستورات و اقدامات اجرایی ، ایالات متحده می تواند به موافقت نامه آب و هوای پاریس و سازمان بهداشت جهانی بپیوندد و کاخ سفید می تواند ممنوعیت سفر مسلمانان به ترامپ را لغو کند ، محدودیت های مهاجرتی شدید را برداشته و حمایت از خواب بینندگان را گسترش دهد.

بایدن همچنین متعهد شد میزبان اجلاس جهانی دموکراسی ها باشد که ارزش های آمریکایی را به سیاست خارجی ایالات متحده بازگرداند و همکاری نزدیکتر بین این کشورها را تحریک کند. وی همچنین گفت که از منبر برای فراخوانی رهبران اقتدارگرا مانند محمد بن سلمان از عربستان سعودی و رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین که ترامپ خود را متعهد کرده استفاده خواهد کرد. برقراری ارتباط مجدد با متحدان سنتی آمریکا در اروپا و منطقه آسیا و اقیانوسیه کار دشواری نخواهد بود. برای بیان عبارت وودی آلن ، 80 درصد حکومت موفق این اتحاد در دوران پس از ترامپ صرفاً نمایش جلسات سطح بالا (حتی اگر فقط بصورت مجازی باشد) ، بدون شکستن توپ در یک دست و انگشت وسط در دست دیگر ، خواهد بود.

***

اما سخت ترین قسمت– و مهمتر از همه – شکستن آجیل سومین هدف بایدن خواهد بود – مقابله با چین و ایران.

دولت ترامپ در تحقق هيچ يك از اهداف خود با چين موفق نبود و روابط دو جانبه را با شيطان پرستي چين و مقصر دانستن پكن در ناكامي خود ترامپ در واكنش به بيماري همه گير ، به هم زد. تهویه هوا برای تهدید چین. اشاره به هدف سرنگونی رژیم و به رسمیت شناختن تایوان به عنوان یک کشور مستقل ؛ و سیاست های بی پروا تجارت و فناوری که بیش از چین به ایالات متحده آسیب می رساند و تهدید به “خنثی سازی دو اقتصاد بزرگ جهان” است. جای تعجب نیست که ترامپ تصور می کند که ایالات متحده و چین در یک بازی با مبلغ صفر حبس شده اند و همکاری آمریکا در مورد موضوعات مورد علاقه مشترک برای افراد ضعیف است.

برخی از رفتارهای چین – سیاست های تجارت و فن آوری غارتگرانه و سرکوب داخلی دو نمونه است – نیاز به واکنش عضلانی تر آمریکا دارد. و ترامپ به دلیل افزایش آگاهی سیاسی در مورد این اقدامات ناخوشایند چینی شایسته تقدیر است. اما دولت بایدن ، علیرغم سخنان سختگیرانه خود در طول مبارزات انتخاباتی ، باید دکمه تنظیم مجدد را با پکن فشار دهد. چندین اقدام وجود دارد که دولت جدید می تواند برای متوقف کردن روند نزولی روابط ایالات متحده و چین انجام دهد.

اول ، همانطور که یک محقق برجسته چینی استدلال می کند ، بایدن باید پایان دادن به نمایش چین به عنوان یک تهدید ایدئولوژیک برای سبک زندگی آمریکایی و یک تهدید وجودی برای آنچه که از نظم بین المللی چندپاره لیبرال به رهبری ایالات متحده باقی مانده است. رئیس جمهور وی ممکن است یک تکنسین ملی گرای خونخوار باشد ، اما چین نه قصد دارد و نه توانایی متوقف کردن و پیشگامی در این نظم را دارد و این مسخره است که باور کنیم مدل اقتدارگرایانه دولت او دموکراسی آمریکایی را تهدید می کند.

دوم ، سازماندهی ائتلافی چند جانبه از افراد همفکر برای مخالفت با شیوه های تجاری نئو-مرکانتالیستی چینی منطقی است. اما دولت بایدن باید از مکانیزم های اختلاف تجاری سازمان تجارت جهانی برای اصلاح شکایات خود در صورت امکان استفاده کند ، زیرا تجربه نشان می دهد که تجارت و مصرف کنندگان ایالات متحده از میانجیگری WTO سود برده اند و ایالات متحده عملکرد بهتری دارد. ، به جای مذاکره مستقیم با طرفین از این سیستم استفاده کنید. مهمتر از همه ، این باید جنگ تعرفه ای بی رویه و ضد تولید با چین را خاتمه دهد ، که طبق چندین مطالعه ، برای تجارت آمریکا 46 میلیارد دلار و برای اقتصاد آمریکا 300000 شغل و تقریباً 0.5 درصد رشد تولید ناخالص داخلی هزینه شده است.

سوم ، دولت جدید باید علناً از پکن بخاطر نقض فاحش حقوق بشر – به ویژه زندان و آزار و اذیت اویغورهای مسلمان – فراخواند ، در حالی که از اقداماتی که به نظر رهبران چین تغییر رژیم است ، مانند کمک به گروه های جامعه مدنی چین.

چهارم ، در حالی که دولت جدید باید به متحدان خود در حمایت دیپلماتیک كمك كند تا با آزار و اذیت چین مخالفت كنند ، اما در ارتباطات عمومی این كشور باید بر خویشتنداری و “رقابت قدرتهای بزرگ” تأكید شود و در عوض بر ضرورت احیای مجدد آمریكا و چین تأكید شود. همکاری در زمینه مقابله با چالش های جهانی مانند همه گیری ها و تغییرات آب و هوایی.

سرانجام ، دولت بایدن باید وسواس در مورد آنچه را که چینی ها برای تقویت مواضع نظامی خود در دریای چین جنوبی انجام می دهند ، متوقف کند ، به شرطی که چین در آزادی ناوبری تداخل ایجاد نکند. و همچنین برای حفظ تسلط نظامیان آمریکایی در منطقه آسیا و اقیانوسیه نیازی به دائماً قفسه سینه خود را باد نمی کند. چینی ها به دلیل قدرت نظامی چین بلکه به دلیل برتری ایالات متحده از نظر دیپلماتیک و اقتصادی نسبت به پکن در منطقه در حال کسب امتیاز هستند.

سیاست دولت ترامپ در اعمال “حداکثر فشار” بر ایران نیز یک شکست کامل است. ایران از مذاکره مجدد در مورد توافق با محدودیت های شدیدتر در برنامه هسته ای خود امتناع ورزیده است و اکنون صاحب 12 برابر سلاحهایی است که در زمان امضای توافق هسته ای با ایران در سال 2015 داشته است. سپاه پاسداران ایران فعالیت های “بدخیم” خود را در منطقه کاهش دهد و برنامه های موشک بالستیک خود را محدود نکند. تحریم ها فروپاشی رژیم را تسریع نکرده است. ایالات متحده از نظر دیپلماتیک بیش از هر زمان دیگری از متحدان خود منزوی است. ایران با فرار از تحریم ها موفق شده است درآمد نفت را افزایش دهد. و تلاش های ناموفق دولت برای منزوی کردن ایران ، فرصتی طلایی برای ایجاد روابط نزدیکتر با تهران به چین و روسیه داده است.

دولت ترامپ یک حفره عمیق حفر کرد که دولت بایدن از آن می توانست بیرون بیاید ، و قول داد که بیل خود را حفظ کند ، تهدید کرد که تحریم ها را هر هفته تا 20 ژانویه تشدید می کند. در واقع ، وعده رئیس جمهور تازه انتخاب شده برای ورود مجدد به توافق هسته ای با یک عقب سخت مواجه خواهد شد. بایدن گفت که او می خواهد دوباره در مورد توافق هسته ای مذاکره کند. وزیر خارجه ایران روی این ایده آب سرد ریخت. بایدن تمایل دارد که بر فعالیت های منطقه ای و برنامه موشکی ایران تمرکز کند ، اما احتمال کمی وجود دارد که دولت ایران موافقت کند این مسائل را روی میز بگذارد. سیاست هسته ای گیج کننده است: ایران قبل از انتخابات ریاست جمهوری خود در ژوئن آینده فرصت مانور کمی خواهد داشت و کنگره آمریکا در حال اعمال تحریم هایی علیه فعالیت های غیر هسته ای ایران است که حذف آن دشوارتر خواهد بود.

با توجه به این چالش ها ، اگر بایدن در کاهش تنش خطرات درگیری با ایران جدی باشد ، باید مصالحه کند. واقع بینانه ترین نتیجه ای که دولت وی می تواند انتظار داشته باشد ، توافق موقت یخ زدگی در نیمه اول سال آینده است و بعداً مذاکرات برای توافق جامع تری دنبال می شود. دستیابی به حتی این هدف متوسط ​​تر از نظر سیاسی دشوار خواهد بود ، زیرا ممکن است دولت ملزم به ارائه نسبی تحریم ها شود ، در حالی که به ایران اجازه می دهد فعالیت های خاصی را انجام دهد که طبق توافق هسته ای 2015 ممنوع شده است. به هیچ وجه مشخص نیست که ایران به یک انجماد موقت علاقه مند است ، که غنی سازی اورانیوم را متوقف کرده یا ذخایر خود را در این مواد کاهش دهد.

شانس موفقیت در برابر موفقیت در بازگشت دوباره هسته ای هامپتی دامپتی وجود دارد. دولت جدید ممکن است بخواهد برای جلوگیری از سهم خود ، راه های دیگری برای تنش زدایی با تهران مانند ارائه کمک های بشردوستانه یا ایجاد کانال برگشتی برای بحث درباره اقدامات احتمالی اعتماد سازی و پیشگیری از درگیری را کشف کند. باید دید آیا رژیم ایران که برای حفظ مشروعیت و هویت خود به یک دشمن آمریکایی نیاز دارد ، پذیرای این نوع گفتگو خواهد بود یا خیر.

ایجاد گاردریل برای روابط ایالات متحده با چین و ایران مستلزم احیای دیپلماسی آمریکایی و پایان عادت خارق العاده واشنگتن در تلاش برای تسلیم و جعل کشورها با نیروی نظامی ، تحریم های اقتصادی و تهدیدها است. این تعدیل نگرش ها برای ماندارین های سیاست خارجی دولت بایدن که بسیاری از آنها در مورد انحصارطلبی و برتری آمریكا مصر هستند ، به آسانی حاصل نخواهد شد. اما اگر ایالات متحده امیدوار باشد كه از رویارویی خطرناكی با دو كشور كه ​​آسیب جدی به امنیت و سعادت آمریكا و متحدان ، شرکا و دوستانش می زند ، جلوگیری کند.

[ad_2]

منبع: https://outsidenews.ir